خداوند مشتری جان‌‌ و مال مومنین است، این یک قاعده‌ی محوری است که در رویکرد مشتری‌مدار مطرح است و خداوند بابت آن‌ها بهشت می‌دهد. از این‌رو مومنان خود را نه به دیگران یا حتی خودشان، بلکه به خدا می‌فروشند. این بیع واقعی است، بیعی که خداوند آن‌را به مومنان بشارت داده و به عنوان فوز عظیم معرفی کرده است. در این بیع واقعی، بایع یا فروشنده‌ی واقعی نیز مطرح است که یکی از مصادیق شاخص آن شهید است. شهید که خود را به خدا می‌فروشد و به فوز و رستگاری عظیم می‌رسد. حال اگر این کار با معرفت انجام گیرد، ارزش آن دو چندان می‌شود. در طبقه بندی موضوعی بیع همانطور که از اسم آن پیداست مطالبی با موضوع الگوی معیشتی قرآنی بیع منتشر خواهد شد. که در مطالب آینده توضیحات کاملتری داده خواهد شد. برای شروع توضیح مختصری از الگوی معیشت قرآنی بیع در ذیل برای شما کاربران پایگاه جنات آورده شده است.
آنچه در اسلام «بیع» نامیده می شود هر چند که هر هفت مؤلفه ی چرخه ی اقتصاد را در بر می گیرد، اما ثقل و تمرکز آن بر مبنع انسانی اقتصاد در چهار حوزه ی فروش، خرید، مصرف و تقاضا استوار است. در واقع منابع اولیه و نیروی کار که تولید کالا را رقم زده اند و ساز و کار و عرضه، همه در خرید و فروش ارزش گذاری می شوند. اقتصاد بشرگرا که قائل به احترام نسبت به طبیعت است، در ماهیت یک دکترین اقتصاد ایمانی است که به بیع معروف است.[ادامه متن]


بَیــــع:

 مدلِ معیشتی  بیع مبتنی بر رویکردِ  مشتری‌ مدار تعریف می‌شود.رویکردِ مشتری‌ مدار برگرفته از آیه‌ ی ۱۱۱ سوره‌ ی  توبه است. طبقِ این آیه که یک دکترینِ قرآنی است خداوند مشتریِ نفس و مال مومنین است. در این نگاه، بیعْ ،ساز و کار مبایعه‌ ی نفوس‌ و اموال مومنین را با خدا روشن می‌کند. دکترین بیع، چیستی، چرایی و چگونگیِ ایجادِ یک مدلِ کاملِ معیشتی است. مدلی که در آن نفوس و اموال مومنین به کیفیتی برسد که خداوند خریدار آن‌ باشد.

در اقتصاد دینی، مبتنی بر پارادایم کارکردی نیز پول مطرح است اما مرکز ثقل نیست. و بر خلاف اقتصاد مدرن، چنین نقش برجسته ای ندارد. در واقع مرکز ثقل این گونه اقتصادها بر مقوله ای غیر مادی به نام «برکت» است. در این‌جا کارکرد برکت، جایگزین کارکرد پیچیده ی پول می شود، و پول همچون سایر مؤلفه ها، نقشی ابزاری می یابد نه نقطه ای کانونی و مرکز ثقل. برکت منابع، برکت کالا، برکت تولید، برکت عرضه و فروش، برکت در تقاضا و خرید، برکت در مصرف و… جهت‌های نسبت برکت با چرخه ی اقتصاد هستند.
پارادایم اقتصاد کارکردی پول مبنا، بدنبال معاش و عیش صرف بشر است، اما پارادایم اقتصاد کارکردی برکت مبنا، در جستجوی جهت مندی معاش و عیش بشر، معطوف به معاد وی است و معیشت را هم جهت با معیدت مطلوب می بیند.




آیه ی 111 سوره ی توبه
«إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَ‌ى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَ‌اهِ وَالْإِنجِیلِ وَالْقُرْ‌آنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ فَاسْتَبْشِرُ‌وا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» ﴿سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۱۱﴾

ترجمه:
111 -خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خریدارى مى‏کند که ( در برابرش ) بهشت براى آنان باشد ( به این گونه که ) در راه خدا پیکار مى‏کنند ، مى‏کشند و کشته مى‏شوند ، این وعده حقى است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده ، و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است ، اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدى که با خدا کرده ‏اید و این پیروزى بزرگى ( براى شما ) است .




واقعیت این دکترین حکایت از خود فروشی انسان دارد. هیچ‌کس، در طول عمر خود، کار دیگری غیر از خودفروشی نمی کند. خود فروشی انسان، به سه دسته تفکیک می شود. دسته ی نخست، خود را به خودشان می فروشند. اینان خود را از خود می خرند. خودپسندی و خودخواهی این افراد، محصول «نارسیسیم» و خودشیفتگی آن هاست.
دسته ی دوم، خود را به غیر از خودشان می فروشند، و در واقع اینان توسط نفسشان فروخته می شوند. این دسته، بسته به نوع خود فروشی‌ اشان به پنچ گروه تقسیم می شوند. گروه یکم، افرادی که قطعه‌ ای از بدن خود مانند کلیه، یا خون خود را می فروشند. گروه دوم، افرادی که اهل فحشا هستند و همان مردان و زنانی که تن فروشی می کنند. گروه سوم، کسانی که همچون کارگران و ورزشکاران، نیروی عضله‌ ی خود را می فروشند. گروه چهارم، افرادی که صدای حنجره ی خود را می فروشند، مانند خوانندگان، مجریان رسانه ها، سخنرانان و… . گروه پنجم، کسانی که محصول فکر و مغز خود را می فروشند، همچون دانشمندان که نظرات علمی خود را عرضه نموده و به فروش می گذارند.
اما دسته ی سوم، انسان هایی هستند که نفس شان را می فروشند. این افراد مصداق آیه ی ۱۱۱ سوره ی توبه هستند. (نمودار زیر)



دکترین آیه‌ ی ۱۱۱ سوره‌ ی توبه، تبیین این موضوع است که خدا مشتری اموال و نفس مؤمنین است« نه همه ی مردم » و در مقابل، بهای آن را بهشت قرار داده است. و در ادامه می فرماید وعده‌ ای بر حق است که در تورات و انجیل و قرآن آمده است و سپس می‌ پرسد چه کسی به عهد خود با وفاتر است نسبت به خدا. در ادامه، بشارت می‌دهد به این بیع و آن را فوز عظیم می خواند.


محدوده ی این دکترینی که در نمودار بالا مشخص شده است اصالت را نه به تولید کالا بلکه ارزش گذاری را  بر اساس برکت در تقاضا، فروش، خرید و مصرف قرار می دهد. در این دکترین بر اساس آیه ی صد و یازده سوره ی توبه مالی برکت و ارزش دارد که خداوند متعال خریدار آن باشد و در این رویگرد واحد مالی ای مثل پول تنها جایگاهش در این حد است که اگر هم به دست می آید توسط اعمالی به دست آید که خریدار آن خدا باشد. در اینجا باید توجه داشت که هیچگاه خدا خریدار اعمال و اموالی نخواهد بود که به مقصد مادیات و پول انجام شود ولی به اعمال و اموالی که برای خدا انجام شود برکت مالی و پولی را (البته توسط حکمت الهی) هم میتواند  (البته نه لوزما) همراه داشته باشد.





ادامه دارد
فراوری و تهیه:اسماعیل رحیمی
منبع:کدآمایی





مطالب مرتبط :
:: اقتصاد مقاومتی،بررسی یکی از مدل های اداره معیشت بنام«ربا»
:: اقتصاد صلواتی الگویی در مقابل اقتصاد سوسیالیسم و لیبرالیسم
:: الگوی ایرانی اسلامی معیشت،اقتصاد مقاومتی بنام«کدآمایی»
:: زندگی فقط برای قسط و وام


برچسب ها :
الگوی معیشتی قرآنی بیع ,  اکانامی کدآمایی بیع ربا ,  الگوی معیشتی اسلامی ,  اقتصاد اسلامی ,  اقتصاد مقاومتی ,  اقتصاد ,  جنات اندیمشک , 

نوشته شده در جمعه 2 مهر 1395 ساعت 08:28 ق.ظ | آخرین ویرایش در جمعه 2 مهر 1395 ساعت 08:58 ق.ظ