به مناسبت فرا رسیدن ایام البیض و همچنین میلاد مولای متقیان و امام و پیشوای اول شیعیان حضرت علی(ع)،محضر امام عصر روحی فداه و صالحان و پاکان و شما عزیزان محب اهلبیت عرض تبریک داریم و امیدواریم از برکات ماه رجب و از چشمه ای که در این ماه جوشیدن گرفته است،بهره مند شوید.ان شاء الله
در این پست نمونه ای کوتاه از زندگی حضرت علی علیه السلام تقدیم شما می شود که شامل موضوعات ذیل است:قانون مداری امام،مهربانی با مردم،رفتاربا خویشان و فامیل،رفتاربا خانواده و فرزندان،همسرداری،سیره عبادی و خداشناسی،امربه معروف و نهی ازمنکر و همچنین بیانی از اخلاق فردی امام. امیدواریم بتوانیم مفید بوده باشیم.



 امام علی علیه ‏السلام در برخورد با مردم و جوامع انسانی، دیدگاهی فراتر از دید مسلمان به مسلمانی دیگر داشت. در دیدگاه او مردم از نظر اجتماعی به دو دسته تقسیم می ‏شوند. دسته ‏ای از آنها، برادر دینی‏ اند و دسته‏ ای دیگر، در آفرینش با مسلمانان یكسانند. ازاین‏ رو، با هر یك از آنها متناسب با آنچه خداوند و سنّت پیامبر تعیین كرده است و نیز متناسب با شأن و كرامت انسانی آنان عمل می‏كرد.[ادامه متن]



زیارت حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف به صورت سه بعدی و تصویری کم حجم



امیرالمؤمنین علی علیه ‏السلام الگوی همیشگی است كه می‏توان همه كمالات را در او سراغ گرفت و بدان‏ها اقتدا كرد. آن حضرت نه‏ تنها از آنِ شیعیان كه الگوی همه مسلمانان و جمله آزادگان است. امام علی علیه‏السلام، تجسم ارزش‏های دینی و اسلام مجسّم است، انسانی در اوج عرفان، عبادت، سلوك و در عین حال سیاست‏مدار و جامعه ‏ساز. شدت عمل را با رحمت و عطوفت به مؤمنان آموخت؛ اهل مداهنه نبود و هیچ‏گاه حقیقت را قربانی مصلحت نكرد.

از آنجا كه حس كمال‏ جویی و ویژگی الگو طلبی و نمونه ‏پذیری، امری فطری و ذاتی است و آدمی برای ره‏یابی به سرمنزل مقصود و دست‏یابی به كمال مطلوب، در جست‏وجوی اسوه ‏هایی برای پیروی از آنها و گرفتن سرمشق برمی‏ آید، باید الگو های مطلوب را بشناسد.
علی علیه‏ السلام پس از پیامبراعظم صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله مصداق كامل اسوه حسنه است و پیروی از ایشان موجب هدایت و كمال امت اسلامی، بلكه انسانی است. شیوه آن بنده راستین حق، سبب ترقی، رشد و تكامل بشر خواهد بود و به همان نسبت سرپیچی از روش او، گمراهی و نابودی همیشگی را در پی خواهد داشت. پیامبر درباره سیره علی علیه ‏السلام به عمار یاسر این‏گونه سفارش می‏كند:

ای عمار، اگر دیدی علی به تنهایی از یك راه می‏رود و تمام مردم به راهی دیگر روانند، به راه علی برو؛ زیرا او تو را به نابودی نكشاند و تو را از مسیر هدایت و رستگاری خارج نسازد.1

در روایتی دیگر پیامبراكرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله به علی علیه ‏السلام فرمودند:
ای علی، بی‏ شك تو كسی را كه پیروت باشد، هدایت خواهی كرد و آن‏كه با سیره و راه تو مخالف است، به یقین، تا روز قیامت گمراه خواهد ماند.2

امام علی علیه‏ السلام در برخورد با مردم و جوامع انسانی، دیدگاهی فراتر از دید مسلمان به مسلمانی دیگر داشت. در دیدگاه او مردم از نظر اجتماعی به دو دسته تقسیم می‏شوند. دسته ‏ای از آنها، برادر دینی‏ اند و دسته‏ ای دیگر، در آفرینش با مسلمانان یكسانند. ازاین‏رو، با هر یك از آنها متناسب با آنچه خداوند و سنّت پیامبر تعیین كرده است و نیز متناسب با شأن و كرامت انسانی آنان عمل می‏كرد. در سفارش به مالك اشتر در همین مورد می‏فرماید:

فَاِنَّهُم صِنفانِ: اما أخٌ لك فی الدِّینِ و إمّا نَظِیرٌ لَكَ فِی الْخَلْقِ.3
ای مالك، مردمان دو دسته‏ اند، گروهی برادر دینی تواند و گروهی در آفرینش با تو همانندند.

از نظر امام علی علیه‏ السلام، همه انسان‏ها فرزندان یك پدر و مادر و در نژاد و طبقه برابرند و هیچ انسانی از این جهت، بر دیگری برتری ندارد. ایشان به صراحت می‏ فرماید: "ایُّها النّاسُ اِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عبدا ولا اَمَةً و انَّ الناسَ كُلَّهُم أَحرارٌ؛4 ای مردم، بی‏ گمان آدم هیچ یك از فرزندانش را برده و كنیز نزاد و همگان آزادند ".
در سیره امام علی علیه ‏السلام همه مردم از حقوقی مساوی برخوردارند و همه باید از مواهب اجتماعی یكسان بهره‏ مند شوند. تساوی حقوقی افراد از دیدگاه علی علیه ‏السلام چنان مهم و حساس است كه حتی در التفات و نظر به افراد نیز والی و حاكم نباید تبعیض ورزد. حضرت در سفارش به محمد بن ابی بكر، والی مصر چنین می‏فرماید:

با همگان یكسان رفتار كن، چه آن‏گاه كه گوشه چشم به آنان افكنی و چه آن‏كه خیره‏ شان نگاه كنی تا زورمندان و بزرگان، در تبعیض طمع نورزند و ناتوانان از عدالت تو نومید نشوند.5

از روزی كه علی علیه ‏السلام خود را شناخت، بر محور حق حركت كرد و در این راه هماره با حق دم‏ساز بود. به همین دلیل، پیامبر فرمود: "اَلْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ أَینَما مالَ؛ حق به دنبال علی علیه‏السلام است هر جا كه برود ".6

علی علیه‏ السلام به تمام معنا، قانون‏ مدار و مجری قانون الهی بود و در این راه میان خودی و غریبه تفاوتی نمی‏ گذاشت و اگر كسی برخلاف قانون عمل می‏كرد، بدون در نظر گرفتن موقعیت و مقام وی، حدود الهی و قانونی را بر وی اجرا می‏كرد و هیچ واسطه و شفاعتی را نمی‏پذیرفت. از سوی دیگر، بسیار دقیق و منظم بود و دیگران را از بی‏ برنامگی بازمی‏داشت. ایشان در عهدنامه مالك اشتر برای حفظ نظم و انجام كارها در وقتشان فرمود:
كار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روز كاری ویژه خود را دارد و از شتاب در مورد كارهایی كه زمانشان نرسیده یا سستی در كارهایی كه امكان انجام آن فراهم است یا لجاجت در اموری كه مبهم است یا سستی در كارها هنگامی كه آشكار است، برحذر باش و هر كاری را در جای خود و به موقع انجام بده.7

از دید امام علی علیه‏ السلام، مهربانی و محبت با مردم، در جذب دل‏ها و اداره كردن انسان‏ها، نقش ارزنده‏ ای دارد و سبب می‏شود زمام‏دار بر قلوب مردم حكومت كند. ایشان درباره مهرورزی به انسان‏ها در عهدنامه مالك اشتر می ‏فرماید:
دلت را از رعایا، پر از مهر و محبت و لطف كن. در برابر آنها درنده و آزاركننده ‏ای مباش كه خوردن آنان را غنیمت شماری.8

امام همیشه در دست‏رس همگان بود به گونه ‏ای كه پایین‏ ترین رده‏ های اجتماعی نیز به سهولت و بدون كوچك‏ترین مشكل و مانعی با وی دیدار می‏كردند و مشكلاتشان را با او در میان می‏گذاشتند. هیچ دربانی نداشت و به كارگزاران خود نیز سفارش می‏كرد كه هیچ‏گاه از دید مردم غایب نشوند. در این راستا به پسر عموی خود قثم بن عباس كه زمام‏دار مكه بود، چنین می‏نویسد:
صبح و عصر برای رسیدگی به امور حاجیان و مردم مكه بنشین. به كسانی كه پرسشی دارند، پاسخ ده. جاهلان را بیاموز و با دانشمندان مذاكره كن. در میان تو و مردم باید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرده‏ ای جز چهره‏ ات نباشد. افرادی را كه با تو كار دارند، از ملاقات با خود محروم مساز. اگر ابتدا آنها را از درِ خانه‏ ات برانند، حل مشكل آنها پس از آن، این بی‏ حرمتی و بی‏ اعتنایی را جبران نخواهد كرد.9

امام برای آموزش و پرورش مردم در تمام ابعاد زندگی‏شان اهمیت ویژه ‏ای قائل بود و بر دو نكته اساسی تأكید می‏ورزید. ابتدا در بخش فرهنگ مردم گذشته، باید تنها سنّت‏ های نیكو و آداب و رسوم خوب آنان را گرفت و به كار بست و در بخش آموزش باید چیزی را به مردم آموخت كه برای دنیا و آخرت آنها سودمند باشد و بتوانند از آن در زندگی‏ شان بهره گیرند. از نظر علی علیه‏السلام فقط علمی ارزش دارد كه شخصیت انسان را بسازد و رشد و تكامل بخشد و او را به خداوند و اوج تقرب برساند.10

سیره امام علی علیه‏ السلام در بعد فردی و خانوادگی نیز در اوج است. علی علیه‏ السلام، یگانه خداشناس است. او در خانه خدا چشم به جهان گشود و در خانه حق، كام جانش به نام حق و به یاد خدا شیرین شد. او در خداشناسی به یقین كامل رسیده بود، آن‏چنان‏كه می ‏فرماید: "اِنّی لَعَلی یَقینٍ مِنْ رَبّی و غَیْرِ شُبهَةٍ مِنْ دینی؛ من درباره پروردگارم، خود به سرمنزل یقین رسیده ‏ام و در دینم تردیدی ندارم ".11

خداشناسی علی علیه‏ السلام به اندازه عظمت و بزرگی خود اوست؛ زیرا خدا را در همه حال حاضر و ناظر بر رفتار و برنامه‏ های خویش می‏داند و او را به چشم دل می‏ بیند، عبادت او، عبادت آزادگان است كه فقط به شكرانه ذات حق و بدون چشم‏ داشت پاداشی صورت می‏پذیرد. خود در این باره می‏فرماید:
گروهی خدا را از روی رغبت و میل (به بهشت) می ‏پرستند كه این عبادت تاجران و سودجویان است و گروهی خدای را از روی ترس، پرستش می‏كنند كه عبادت بردگان است و عده‏ ای به سبب شكر نعمت‏های الهی و سپاس (و اینكه حضرت حق را شایسته عبادت می‏دانند) او را می‏پرستند و این عبادت آزادگان است.12

آن‏گاه به نوع عبادت خود اشاره می‏كند و می‏فرماید:
هیچ‏گاه خداوند را از روی ترس یا به طمع و چشم‏داشت پاداشی نپرستیدم، بلكه چون خداوند را شایسته پرستش دیدم، او را عبادت كردم.13
امیرمؤمنان علی علیه ‏السلام درباره اخلاص نیز می ‏فرماید كه تمام دوستی‏ ها و دشمنی‏ ها و جذب و دفع، همه و همه باید برای خدا باشد: "المؤمِنُ مَنْ كان حُبُّهُ لِلّهِ و بُغضُهُ للّه‏ِ و أخذُهُ للّه‏ و تَرْكُهُ للّهِ ".14

در سیره عبادی امام، نماز بزرگ‏ترین جلوه عبادت واساسی ‏ترین نماد بندگی و ركن نخستین و پایه اصلی دین است. مؤمن كسی است كه دوستی، دشمنی، دادن و گرفتن او برای خدا باشد. در بحرانی ‏ترین زمان‏ ها و مكان‏ ها نیز نماز اول وقت امام به تأخیر نمی ‏افتاد، چنان‏كه در جنگ صفین گاه و بی‏گاه به خورشید نگاه می‏كرد و مراقب بود كه وقت زوال نگذرد. ابن عباس از حضرت پرسید: ای امیرمؤمنان، چرا گاهی از جنگ دست می‏كشی و به آسمان می‏نگری؟ فرمود: "به خورشید و زوال آن نگاه می‏كنم تا وقت نماز را بدانم و نماز اول وقت را از دست ندهم. " ابن عباس با شگفتی پرسید: آیا در هنگامه نبرد كه مجال اندیشیدن به چیز دیگری جز جنگ نیست، به نماز اول وقت می‏ اندیشی؟ فرمود: "ما برای چه با آنان می‏جنگیم؟ آیا برای نماز، نبرد نمی‏كنیم؟ "15

امام علی علیه‏ السلام از نظر خانوادگی و توجه به كانون انس و الفت نیز الگویی نیكو برای تمام خانواده‏ هاست. امام، بزرگ‏ترین عامل خوش‏بختی و راز كام‏یابی خانواده را در گرم و باصفا نگاه ‏داشتن كانون خانوادگی، اخلاق پسندیده و محبت و مهربانی و وفاداری در آن می‏داند و می‏فرماید:
به خدا سوگند، هیچ‏گاه فاطمه را به اكراه به كاری وانداشتم و او را ناراحت نكردم و خشمگین نساختم تا خداوند او را نزد خویش برد و او نیز هیچ زمان مرا ناراحت نكرد و از دستور من سرنپیچید و هرگاه به او نگاه می‏كردم، همه ناراحتی ‏ها و اندوه ‏ها و غم ‏هایم را از یاد می‏بردم.16

حضرت در مورد حقوق همسران می‏فرمود:
مبادا بر زنان خویش ستم روا دارید و آنان را از حق خویش محروم سازید. هر كس به اندازه یك درهم گوشت برای همسر و فرزندان خویش خریداری كند، مانند كسی است كه برده‏ ای از فرزندان اسماعیل علیه ‏السلام را آزاد ساخته است.17

شیوه و رفتار علی علیه‏ السلام با فرزندانش بر اساس تربیت نبوی بود. ایشان در سخنی زیبا به حسن و حسین علیهماالسلام، فضیلت‏ ها و ارزش ‏های متعالی در زندگی را چنین می‏ آموزد:
تقوا پیشه سازید. در پی دنیا و مظاهر آن نباشید حتی اگر دنیا به شما روی آورد. بر هر چه از مواهب دنیایی است و از دست می‏دهید، تأسف نخورید. به حق سخن بگویید. برای پاداش الهی كار و كوشش كنید. دشمن ستمگر و یار ستم‏دیده باشید. در كارهایتان نظم داشته باشید. برای ایجاد صلح و آشتی بین مردم بكوشید. حال یتیمان را رعایت كنید و نگذارید نابود شوند. همسایگان خود را مراعات كنید. مبادا در عمل به قرآن، دیگران بر شما پیشی گیرند. همواره مراقب نماز باشید. امربه ‏معروف و نهی از منكر را هرگز ترك نكنید كه در آن صورت، بدان بر شما مسلط می‏شوند و دعایتان مستجاب نخواهد شد. بر شما باد هم‏بستگی و از تفرقه و پشت كردن به یكدیگر بپرهیزید.18

ایشان در وصیتی به فرزند خود امام حسن علیه‏ السلام درباره رعایت حقوق خانواده و خویشاوندان می‏ فرماید:
وَاَكرِمْ عَشِیرَتَكَ فَاِنَّهُم جَناحُكَ الذی بهِ تَطیرُ وَ أَصلُكَ الّذی الَیهِ تَصیرُ وَ یَدُكَ التی بِها تَصُولُ.19
خویشانت را گرامی بدار كه بال‏های تواَند و با نیروی آنان می‏توانی پرواز كنی و همچنین آنان ریشه تواَند كه به آن باز می‏گردی و دستان تواَند كه با آنان به دشمن یورش می‏بری.

اصولاً دل‏بستگی به خانواده، حفظ و حراست از بستگان و رسیدگی به آنان، اهتمام به صله رحم، استوار ساختن پیوند خویشاوندی از سنّت‏ های نیكو و از اصول اساسی در فرهنگ اسلام به شمار می‏رود كه مورد تأكید جدی امام علی علیه‏السلام است.
از آنچه گذشت، درمی‏ یابیم كه علی علیه‏ السلام، سرچشمه كرامت و قله بلند فضایل و كمالات انسانی است. او پرورش یافته اسلام است. پابه‏ پای پیامبر حركت می‏كرد و دوست و دشمن به فضایلش معترفند. چنین شخصیتی نمونه آرمانی همه جوامع انسانی است.

ابن عباس در سخنی كامل در حق ایشان می‏ فرماید:

به خدایی كه جان من در دست اوست، اگر دریاها، مركب و درختان، قلم و همه آفریدگان زمین، نویسنده شوند، نمی‏توانند فضایل علی علیه ‏السلام را بنویسند.20
اینك ماییم و این هم كرانه بی‏پایان سخنان نغز و پر عمق مولای متقیان كه ره‏ توشه و چراغ راه انسان‏های جویای فضیلت است.



اخلاق فردی

 
پرهیز از نخستین گناه

 
انسان با اراده، در برابر وسوسه‏ ها چراغ سبز نشان نمی‏دهد و به راحتی از جاده سلامت خارج نمی‏ شود. باید دانست كه پایداری در برابر لغزش‏ها، رمز موفقیت و نیك‏ فرجامی است. خوشا به حال پروا پیشگانی كه سدّ معصیت نشكستند و خود را به گناه نیالودند و هم آنان پیروزمند و سعادتمند هستند. مولای پروا پیشگان، علی علیه‏السلام بنا به نقل شیعه و اهل سنت می‏ فرماید:

ما ظَفَرَ مَن ظَفَرَ الاِْثْمُ بِهِ.21

آن كس كه گناه بر او چیره شود، پیروز نخواهد شد.



لذت ترك گناه

 
انسان‏ها همیشه بر سر دو راهی انتخاب هستند. آدمیان چون مختارند، باید راه خیر و شر را فرا روی خود داشته باشند و با نیروی ایمان و آینده‏ نگری، راه خیر و سعادت را برگزینند. در این میان، باید دانست دوری گزیدن از گناه چندان آسان نیست. با این حال، عوامل متعددی می‏تواند انسان را در این راه یاری دهند. یكی از این عوامل، آراسته شدن به زیور تقواست.
گرایش به پرهیزكاری، زمینه‏ ساز ترك گناه است. قدرت و تسلط داشتن بر نفس، بالندگی و سرافرازی را به همراه می ‏آورد و لذیذترین لذت‏ های روحانی را به انسان می‏ چشاند. اگر انسان لذتِ ترك لذت را بچشد، دیگر لذت نفس را لذت نمی‏خواند. پس اگر خواهان سعادت و خوش‏بختی هستید و به وزیدن نسیم خوشِ نیك‏بختی مشتاقید و می‏ خواهید پاك زندگی كنید و پاكیزه بمانید، باید پروا پیشه كنید و به گناه نزدیك مشوید. مولای متقیان، علی علیه ‏السلام در این باره می‏فرماید:

اَسْعَدُ النّاسِ مَن تَرَكَ لَذَّةً فانِیَةً لِلَذَّةٍ باقِیَةٍ.22
خوش‏بخت‏ترین مردم كسی است كه لذت‏های زودگذر را برای لذت‏های دیرپا ترك كند.
اندكی اندیشه درباره اثرات دو نوع لذت، انسان را به گزینش لذت دیرپا و رها كردن لذت‏های زودگذر فرا می‏خواند، چنان‏كه بنا بر نقل اهل سنت علی علیه ‏السلام می‏فرماید:
 

شَتَّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ عَمَلٌ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقی تَبْعَتُهُ و عَمَلٌ تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَ یَبْقی اَجْرُهُ.23
چه بسیار فرق است بین دو كار، كاری كه لذت آن می‏رود، ولی آثار وخیم آن به جای می‏ماند و كاری كه سختی آن می‏رود، ولی پاداش آن می‏ماند.



پاكی نفس

 
انسان، اشرف مخلوقات و برترین مظهر آفرینش است. او می‏تواند راه كمال یا گمراهی بپیماید. می‏تواند چون حیوانات، زندگانی حیوانی در پیش گیرد و از انسانیت خویش فرسنگ ‏ها دور شود یا به زندگی خود رنگ خدایی بزند و روح كمال را در خود زنده كند و راه تعالی و كمال را بپیماید. پس در خویشتن خویش بنگریم و ببینیم اكنون كه نام انسان بر خود نهاده ‏ایم، كدامین راه را برگزیده ‏ایم؛ هدایت و پاكی یا گمراهی و تباهی؟ پس تا فرصت باقی است به فكر اصلاح خویش باشیم تا پیش خدا و خلق رسوا نشویم. از انسان جز شرافت انتظار نمی‏رود و شرافت آدمی همان‏گونه كه امام شریفان، علی علیه ‏السلام فرموده، به پاكی است:

شَرَفُ الرَّجُلِ نَزاهَتُهُ وَ جَمالُهُ مُرُوَّتُهُ.24
شرف مرد به پاكی و زیبایی‏اش به جوان‏مردی است.

این پاكی باید هم در ظاهر و هم در باطن و اخلاق انسان باشد، ولی آنچه نشانه وجود چنین پاكی است، حسن رفتار با دیگران است وگرنه از شرافت و بزرگواری خبری نیست، چنان‏كه بنا بر نقل اهل سنت، علی علیه‏ السلام فرمود:

لا شَرَفَ مَعَ سُوْءِ الْاَدَبِ.25
با بدادبی، شرافتی نیست.



گذشت هنگام قدرت
 
مولای موحدان، علی علیه‏ السلام فرموده است:
 

تَجاوَزْ مَعَ الْقُدْرَةِ واَحسِنْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَكْمُلُ لَكَ السّیادَةُ.26
هنگام توانایی درگذر و هنگام دولت‏مندی نیكی كن تا به نهایت بزرگواری و آقایی برسی.

اذا قَدَرْتَ عَلی عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ اَلْعَفْوَ عَنْهُ شُكْرَا لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ.27
هنگامی كه بر دشمن خود پیروز گشتی، به شكرانه پیروزی، او را ببخشای.


پی‌نوشت‌ها:

 
1. خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 13، ص 188.

2. شیخ طوسى، الامالى، ص 479.
3. نهج البلاغه، نامه 53.
4. محمدبن یعقوب كلینى، الكافى، ج 8 ، ص 69 .
5. نهج البلاغه، نامه 46.
6. كافى، ج 1، ص 294.
7. نهج البلاغه، نامه 53.
8. همان.
9. همان، نامه 67 .
10. على رفیعى علامه و دشتى، سیره امام على علیه‏السلام، ص 79 [دانش‏نامه امام على علیه‏السلام].
11. كافى، ج 5، ص 54.
12. همان، ج 2، ص 84 .
13. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 157.
14. غررالحكم، ص 67 .
15. حسن بن ابى‏الحسن دیلمى، ارشاد القلوب، ج 2، ص 22.
16. بحارالانوار، ج 43، ص 31.
17. همان، ج 78، ص 32.
18. نهج البلاغه، نامه 47.
19. همان، نامه 31.
20. قاضى نوراللّه‏ شوشترى، احقاق الحق، ج 4، ص 101.
21. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 319؛ سجع الحمام فى حكم الامام، على الجندى، قاهره، مكتبة انجلو مصریه، ص 365.
22. غررالحكم، ج 2، ص 441.
23. محمد شنقیطى، كفایة الطالب، بیروت، دار ابن زیدون، ص 213.
24. غررالحكم و دررالكلم، ج 4، ص 180.
25. رشیدالدین وطواط، مطلوب كل طالب، دفتر انتشارات اسلامى، ص 10، كلمه 17.
26. غررالحكم، ج 3، ص 297.
27. مطلوب كل طالب، كلمه 95، ص 45.
 


منبع : كتاب علی (علیه السلام) محور وحدت
راسخون

 




مطالب مرتبط :
:: هزار و یک داستان از زندگانی امام علی(ع)
:: پیشگوئى امیرالمومنین علی(ع)غرق شدن بصره
:: چرا حضرت علی (ع) به واقعه غدیر احتجاج نمی کرد؟
:: 22 ربیع الاول؛غزوه بنی النضیر و رشادت امیرالمونین علی(ع)
:: سخن امام علی(ع) درباره زمانی که خداوند پرچم پیروزى ‏را براى مهدی(عج) به اهتزاز درآورد


برچسب ها :
نامه امام علی به مالک اشتر در خصوص رفتار با مردم ,  سیره امام علی علیه‏ السلام در بعد فردی و خانوادگی ,  خداشناسی علی علیه ‏السلام ,  سیره عبادی امام علی علیه السلام ,  گذشت هنگام قدرت و پاکی نفس لذت ترک گناه ,  سفارش پیامبر اعظم به عماریاسر ,  مهربانی و محبت با مردم , 

نوشته شده در چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 ساعت 10:06 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 ساعت 12:23 ب.ظ