تبلیغات
جنّات - وهابیت را بهتر بشناسیم - قسمت اول
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چقدر از مطالب ویلاگ راضی هستید؟ (لطفا نظر دهید)






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

کانون فرهنگی مذهبی مسجد مقدس صاحب الزّمان(عج) شهرستان اندیمشک
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
کاربردی
ابر برچسب ها


در میان فِرَق فقهی، هم‌چنین ادعایی نبوده است. چون گرایش‌های فقهی ـ مانند حنفی و حنبلی و مالكی و شافعی و غیره ـ ، در محدوده مسائل اعتقادی، اظهار نظری ندارند و هر یك از این منتسبین به فِرَق فقهی، از پایگاه انتساب‌شان به فرقه كلامی سخن می‌گویند.

یعنی الان در داخل كشور جمهوری اسلامی، در شرق كشور، از نظر فقهی، أكثریت با أحناف است، ولی در گرایش كلامی، ماتریدی هستند. در غرب كشور، از نظر فقهی، شافعی هستند، ولی در گرایش كلامی، عمدتا أشعری هستند.

حتی صوفی‌هایی كه در میان اهل سنت داخل كشور داریم، در شرق كشور، فرقه نقش‌بندیه حضور فعالی دارد و درغرب كشور، قادریه. لذا، شناختن این گرایش‌های كلامی و فقهی و رشته‌های تصوّف، برای ما كه می‌خواهیم در رابطه با فِرَق بحث كنیم، از ضروریات است.

 

آنچه كه ضرورت دارد روی آن تحقیق عمیق بكنیم، پیدایش فرقه‌های اسلامی و تاریخ پیدایش آنهاست.


در رابطه با وهابیت، عزیزان مستحضر هستند كه امروز كشور عربستان سعودی، فعلا مهد تبلیغ فرقه وهابیت است. یعنی تمام وهابیان سراسر جهان، خود را منتسب به وهابیت عربستان سعودی و الهام گیرنده از تبلیغات و مروّج مبانی اعتقادی و فكری آنها هستند و وهابیت امروز هم عمدتا منتسب به محمد بن عبد الوهاب هستند. اشتهارشان به وهابیت، به خاطر همان انتساب به محمد بن عبد الوهاب است.

 

محمد بن عبد الوهاب ـ متوفای 1205 یا 1204 هجری ـ عمده تفكراتش را در سال 1150 و اندی آغاز كرد و اولین حكومت سیاسی‌اش را در سال 1157 هجری در منطقه نجد در حومه ریاض پایه‌ریزی كرد و پیمان نظامی و فرهنگی با محمد سعود ـ جدّ اعلای ملك فهد و ملك عبدالله ـ بست و به كمك مستشاران نظامی بریتانیا، این فرقه و تفكر وهابیت را گسترش داد.

این كشت و كشتار و حمله‌هایی كه به كشورهای همسایه داشتند، دولت عثمانی را عصبانی كرد و نامه شدید اللحنی به كشور مصر نوشت و لشكر مفصلی وارد عربستان سعودی كرد و در سال 1234 هجری، پرونده دولت وهابیت بسته شد و سران‌شان اعدام شدند و عده‌ای هم زندگی مخفیانه‌ای داشتند و به كشورهای همسایه پناهنده شدند و یكی از آنها عبد العزیز ـ پدر ملك فهد ـ بود كه از كویت قیام كرد و با 20 سال مبارزه، در سال 1341 و 1342، دولت عربستان سعودی را دوباره تشكیل داد.

الان هم آل سعود، به او منتسب هستند. این وضع كنونی وهابیت است.

 

اما تاریخ وهابیت را نمی‌شود به یكی دو قرن قبل بسنده كرد و یا ریشه وهابیت را نمی‌شود در مبانی فكری محمد بن عبد الوهاب جستجو كرد.

بلكه باید مقداری تاریخ را ورق بزنیم و به عقب برگردیم. می‌بینیم كه محمد بن عبد الوهاب اگر در مسائل سیاسی و كشتار مسلمانان با محمد بن سعود و با جاسوسان انگلستان همدست بود، ولی از نظری مبانی فكری و اعتقادی، مروّج تفكرات ابن‌تیمیه ـ متوفای 728 هجری، اهل حرّان از اطراف دمشق سوریه ـ بود.

تاریخ ابن‌تیمیه را كه مطالعه می‌كنیم، باز می‌بینیم كه ابن‌تیمیه، مبتكر این تفكر باطل ضد قرآنی و ضد اسلامی نبوده است و برای اولین بار در جامعه اسلامی، این مبانی فكری را ارائه نداد. گرچه خیلی از دانشمندان و اساتید ما، بر این باور هستند كه مؤسس اولیه و بنیان‌گذار فكری وهابیت، ابن‌تیمیه بوده است، ولی بنده عقیده‌ام كاملا بر خلاف این بزرگواران است.

 

اگر تاریخ را خوب مطالعه كنیم، می‌بینیم كه ابن‌تیمیه نبود كه برای اولین بار این تفكر را مثل حرمت زیارت قبور و حرمت زیارت قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) و حرمت توسل و شفاعت و بناء قبور و ...، مطرح كرد. از شخصیت‌های علمی حنابله، شاید دو سه قرن قبل از ابن‌تیمیه، همین تفكر را داشتند.

مثلا شما تاریخ ابن بُطّه ـ از علمای بزرگ حنبلی و متوفای 387 هجری ـ را ببینید، همین مباحث را مطرح كرده است؛ حتی سفر برای زیارت قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) را سفر معصیت شمرده است و طبق نظر ایشان، نماز در این سفر، تمام است نه قصر، چون سفر معصیت است.

باز هم اگر تاریخ را ورق بزنیم، می‌بینیم كه قبل از ابن بُطّه، حسن بن علی بربهاری ـ از شخصیت‌های حنبلی و متوفای 329 هجری ـ ، این مسئله را قبل از ابن‌تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و ابن بُطّه مطرح كرده است. حتی این وقاحت را پیش برده و می‌گوید:

 

نه تنها هر گونه مراسم عزاداری برای اهل بیت (علیهم السلام) حرام است، بلكه كسانی كه اقامه ماتم برای اهل بیت (علیهم السلام) می‌كنند و نوحه‌سرائی می‌كنند، قتل‌شان واجب است.

 

پس قضیه پیدایش وهابیت و این تفكر ضد اهل بیت (علیهم السلام)، مربوط به ابن‌تیمیه نیست. اگر بخواهیم بسنده كنیم و در همان‌جا مسئله را محور قرار بدهیم، ظاهرا با حقائق تاریخی تطبیق نمی‌كند.

 

باز هم مقداری تاریخ را ورق می‌زنیم و به عقب برمی‌گردیم و می‌بینیم كه قبل از بربهاری، حجاج بن یوسف ثقفی ـ متوفای 95 هجری و بزرگ جنایت‌كار تاریخ اسلام ـ است. بطوری‌كه عمر بن عبد العزیز می‌گوید:

 

اگر فردای قیامت، تمام ملت‌ها و أمت‌ها، جنایت‌‌كارترین فردشان را در یك كفّه قرار بدهند و ما هم حجاج را در یك كفّه دیگر، كفّه ما سنگین‌تر خواهد شد.

 

این تفكری كه وهابیت امروز دارند، همین تفكر را با یك محدوده كوچك، ایشان در همان قرن اول و دوم هجری مطرح می‌كند. وقتی به مدینه منوره می‌آید و می‌بیند كه عده‌ای از مسلمانانِ شیفته نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، در اطراف قبر مطهر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) همانند پروانه دور شمع می‌چرخند و به قبر مطهر آن نازنینْ وجود و أشرف كائنات، ابراز علاقه و اظهار عشق می‌كنند، با صدای بلند می‌گوید:

 

تبا لهم! إنما یطوفون بأعواد و رمة بالیة!

به عبارت ساده‌تر: خاك بر سر این مردم كه اطراف استخوان‌های پوسیده طواف می‌كنند.

 

این تعبیر خیلی وقیحی است. شاید الان ما با توجه به این قضایایی كه از وهابیت شنیده‌ایم، برای‌مان خیلی شگفت‌انگیز نباشد. اما هنوز یك قرن از حیات نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) نگذشته است و هنوز صدای نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) در مسجد النبی طنین‌افكن است و یك فرد وقیحی این را می‌گوید، خیلی ثقیل است و تصوّرش برای انسان سخت است. می‌گوید:

 

هلا طافوا بقصر أمیر المؤمنین عبد الملك؟!

اگر دنبال طواف هستند، چرا اطراف قصر عبد الملك طواف نمی‌كنند؟!


شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، ج15، ص242


این همان تفكری است كه اگر كنار قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) مشرف شوید، می‌بینید كه برای وهابیت، حضور مسلمانان در كنار قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) و اظهار عشق و علاقه‌شان قابل تحمل نیست و كسی ـ از شیعه، سنی، حنفی، مالكی و حتی حنبلی ـ جرأت نمی‌كند از ترس وهابیت، دست به طرف ضریح مطهر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) دراز كند.

اینها عشق دارند كه در كنار قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، با تمام وجود، علاقه و محبت و ارادت خود را نسبت به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) ابراز كنند. ولی به مجرد این كه دست دراز كنند، با شلاق‌های آن‌چنانی عوامل وهابیت مواجه هستند. این همان تفكر دیروز حجاج است.

 

باز مقداری تاریخ را ورق بزنید. می‌بینید كه مروان بن حكم‌ ـ متوفای 61 هجری ـ وقتی می‌بیند مردم روی قبر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) افتاده‌اند و روی همان خاك‌ها، اظهار عشق و ارادت می‌كنند، برایش قابل تحمل نیست و گردن یكی از آنها را می‌گیرد و محكم فشار می‌دهد و می‌گوید:

 

أ تعلم ما تصنع؟ ... فإذن هو ابو ایوب الأنصاری.

آیا می‌دانی چه می‌كنی؟ او ابو ایوب انصاری بود و به مروان نگاه می‌كند و می‌گوید از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله) شنیدم كه فرمود: اگر افراد صالح و شایسته در مسند امور قرار گرفتند، غصه ندارد؛ غصه، روزی است كه افراد نا صالحی در مسند امور اسلامی قرار بگیرند.

 

یعنی ما باید برای اسلام گریه كنیم كه هم‌چنین توئی و آدم‌های نالایقی در رأس امور جامعه اسلامی قرار گرفته‌اند.

شما بیائید همین یك تكه از تاریخ را كه برای ما مانده با وهابیت امروز مقایسه كنید.

 

باز هم اگر تاریخ را ورق بزنید و به عقب برگردید، می‌بینید كه مبتكر این تفكر باطل، نه حجاج است و نه مروان. می‌بینید كه همین تفكر ضد اهل بیت (علیهم السلام)، از زبان یزید ـ جرثومه فساد و مایه ننگ اسلام ـ در می‌آید و وقتی چشم نحسش به سر امام حسین (علیه السلام) می‌افتد، می‌گوید:

 

لیت أشیاخی ببدر شهدوا                  جزع الخزرج من وقع الأسل

  فأهلوا واستهلوا فرحا                          ثم قالوا یا یزید لا تسل

 لعبت هاشم بالملك فلا                         خبر جاء ولا وحى نزل

 

ای‌كاش اجداد من كه در بدر و احد كشته شدند، بودند و می‌گفتند كه دستت درد نكند ای یزید، خوب انتقام ما را گرفتی.

تاریخ الطبری، ج8، ص188

 

اگر بخواهیم تفكر وهابیت را در یك جمله خلاصه كنیم، حذف اهل بیت (علیهم السلام) از فرهنگ اسلامی است. اگر شما تمام عقائد وهابیت را از الف تا آخر مطالعه كنید و به شما بگویند كه تفكر وهابیت را در یك جمله خلاصه كن، حذف اهل بیت (علیهم السلام) از فرهنگ اسلامی است.

اگر كتاب منهاج السنة ابن‌تیمیه را تا آخر مطالعه كنید، نتیجه مطالعات شما این خواهد شد. این هم برمی‌گردد به همان كاری كه دودمان بنی‌امیه و شجره ملعونه در قرآن انجام دادند.


تكه‌هایی در تاریخ و زوایای آن، پنهان و مخفی مانده است و ما مكلّف هستیم این تاریخ پنهان را بررسی كنیم و برای مردم بازگو كنیم. مردم، امروز شیفته این مطالب هستند و دل‌باخته این گمشده در زوایای تاریخ هستند.


زمانی در شب 13 رجب در كنار بیت الله الحرام بودم و الحق، خدا می‌داند كه آن شب برای من شیرین‌تر و لذیذتر بود. مخصوصا كه ایرانی‌ها را می‌دیدم كه در دست‌شان شیرینی و انواع شكلات بود و میان مردم تقسیم می‌كردند و از نماز مغرب و عشاء تا طلوع فجر، ایرانی‌ها شادی می‌كردند.

جمعیتی هم در كنار ركن یمانی، روبروی آن شكاف ایستاده بودند و قطرات اشكی بود كه می‌ریختند. نه مداح می‌خواست و نه روضه‌خوان و نه گوینده‌ای. من هم در كنار همان ركن، در حال خودم بودم. یكی از این آمرین بالمعروف، دستش را روی شانه من گذاشت و گفت:

 

ما هذا الخرافات التی تعتقدوا الإیرانیون بأن علیا ولد فی جوف الكعبة؟

این خرافات چیست كه ایرانی‌ها می‌گویند علی در داخل كعبه به دنیا آمده است؟

 

گفتم: خرافه است؟ گفت: بله خرافه است. گفتم: حاكم نیشابوری از علمای بزرگ‌تان را می‌شناسی؟ گفت: بله، از أجلّای بزرگان ماست. گفتم: كتاب مستدرك الصحیحین او را قبول داری؟ گفت: بله. گفتم: ایشان در جلد3، صفحه 483این تعبیر را دارد:

 

فقد تواترت الاخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب كرم الله وجهه فی جوف الكعبة.

اهل سنت، خبر متواتر را مانند آیه قرآن می‌دانند و می‌گویند اگر كسی منكر خبر متواتر باشد، مانند این است كه منكر آیه قرآن است.

 

آیا مدركی بهتر از این می‌خواهی؟ چند موارد دیگر را هم گفتم و جا خورد. گفت: می‌شود برویم در گوشه‌ای با هم صحبت كنیم؟ گفتم: چشم. رفتیم همان روبروی حجر اسماعیل (علیه السلام) نشستیم و 10، 12 نفر از این دانشجویانی كه عضو لَجْنه امر به معروف هستند، آمدند و سوالاتی را داشتند كه شما قائل به تحریف قرآن هستید و به صحابه فحش می‌دهید و به عایشه جسارت می‌كنید و من جواب دادم و تلاش كردم كه مستند با جلد و صفحه برای‌شان بگویم. تقریبا از ساعت 10:30 شب تا 03:30 نیمه شب، جلسه ما ادامه داشت.

من گفتم: رفقا، من خسته شده‌ام و واقعا شانه‌هایم درد می‌كند. اگر اجازه بدهید، فردا شب، بحث‌مان را ادامه بدهیم. خداحافظی كردم و رفتم و فردا شب در طواف بودم و دیدم یكی از اینها آمد و مرا پیدا كرد و گفت: فلانی! دیشب كه آن روایت را از مستدرك الصحیحین گفتی، ما رفتیم و گشتیم و پیدا نكردیم.

شاید چاپی كه شما نقل كردید، با چاپی كه ما در كتاب‌خانه داریم، فرق دارد؟ گفتم: مستدرك ما 4 جلدی است و چاپ بیروت و با تحقیق دكتر مرعشلی. گفت: نه، چاپ ما 3 جلدی است. به او گفتم: برادر عزیز! می‌شود از شما یك تقاضا بكنم. گفت: بفرما. گفتم: هتلی كه ما سكونت داریم، شاید بیشتر از دو دقیقه تا اینجا فاصله نداشته باشد، برویم آنجا و من كامپیوتر دارم و برنامه نرم‌افزاری را از مكه خریده‌ام و بیاورم و نشان بدهم. شاید من اشتباه كرده‌ام، شما ما را راهنمائی كنید.


ـ كشاندن اینها در قضایا، فوت و فنّی می‌خواهد ـ


آمد و حدود دو ساعت و خُرده‌ای با ایشان صحبت كردیم. آخرین جمله‌ای كه ایشان به من گفت، این بود: فلانی! من تأسف می‌خورم كه این همه آثار در تاریخ هست، ولی ما بی‌خبر ماندیم. خدا می‌داند این جمله ایشان، به قدری برای من لذت‌بخش و شیرین بود كه تمام سختی آن سفر را از بدن من بیرون كرد.

  این مطلب ادامه دارد

منبع : عرفان

منبع : مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)