منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چقدر از مطالب ویلاگ راضی هستید؟ (لطفا نظر دهید)






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

کانون فرهنگی مذهبی مسجد مقدس صاحب الزّمان(عج) شهرستان اندیمشک
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
کاربردی
ابر برچسب ها



خصوصیات عاطفی نوجوانی

نوجوانی، دوره ای است که حیات انفعالی (عاطفی)میدان وسیعتری برای عمل می یابد و نوجوان از این حیث آماده ی بروز عکس العملهای هیجانی و عاطفی شدید است؛ به عبارت دیگر بین ضربه ی هیجان و عکس العملی که از آن ضربه در نوجوان به وجود می آید، تناسب چندانی وجود ندارد و عکس العملها معمولاً قویتر و حادتر از ضریه های هیجانی است.
به زبان ساده تر، در این دوره، «حساسیت»ها، به «خودگرفتن»ها و «زودرنجی»ها بیش از هر دوره دیگری شخصیت نوجوان را تحت تأثیر قرار می دهند و این جنبه از شخصیت او نمایانتر و مشخصتر جلوه می کند. این حساسیتها در نوجوانان، هیچگاه خود را در یک محیط محصور نمی نمایند، بلکه به راحتی گسترش می یابند.

بی ثباتی عاطفی

نوسانهای عاطفی، یکی از بزرگترین مشخصه های این دوره است. به همین علت، اگر نوجوانان در اثر بی اعتمادی و عدم اطمینان نسبت به انتقاد دیگران حساس می شوند، جای تعجب نیست.متأسفانه غالباً بی ثباتی عاطفی و هیجانی، ناگزیر آنها را مواجه با انتقاد می سازد؛ مثلاًَ گاهی با وجود داشتن دوستان متعدد علاقمند است که اوقات خود را در تنهایی بگذراند.
مع الاسف در برخی موارد، وقتی بی ثباتی عاطفی نوجوانان با برخوردهای نامناسب بزرگسالان در هم می آمیزد، به نوعی پریشانی عاطفی منجر می گردد؛ به گونه ای که نوجوانان احساس می کنند که دارند فرو می ریزند و تکیه گاهی برای سروسامان بخشیدن به وضعیت عاطفی خود ندارند.

خواهشهای متضاد

بی ثباتی عاطفی، امکان انتخاب قطعی و صحیح و مشخص را برای نوجوان محدود می سازد؛ به گونه ای که تقریباً می توان گفت نوجوان در برخوردهایش فاقد قاطعیت همیشگی و پایدار است.این دوران را برخی از روان شناسان (1)دوره ی «خواهشهای متضاد» نام نهاده اند. گهگاه از او «احساسات ظریف»و گاه «احساسات خشن»، سر می زند. (2) کنجکاوی او در این دوران، شدیداً تحریک می شود و تمایل زیادی به «حل مسایل»پیدا می کند.البته گاهی اوقات نیز نسبت به این مسایل «بی اعتنا»ست.
«هال»این تظاهرات ضد و نقیض را از جمله ی خصیصه های مهم دوران بلوغ می داند آن را در چهارچوب مفهوم «طوفان و فشار» بیان می کند. (3)

افراط در احساسات

نوجوانان در دوران بلوغ «زودانگیخت» بوده و به اصطلاح «سریع التأثر» می باشند؛ به گونه ای که واکنش آنها در برابر مسایل، غالباً از کودکان بیشتر و پرهیجانتر است. فوران احساسات در آنها نیز به حدی است که با یک کلمه، یک کنایه و حتی یک حرکت، طوفانی از احساسات به پا می کنند (4) که آثار آن به وضوح در چهره شان مشخص می شود و رنگ چهره ی

ایشان به سرخی می گراید.همانطور که شدت هیجانات زیاد می شود، تعداد و نوع تأثرات نیز توسعه می یابد و هیجانان مذکور مبهم تر و فراوانتر می شوند.باید توجه داشت، تغییراتی که در هیجانات زندگی رخ می دهد، همه نتیجه ی نظم جدیدی است که در دستگاه هورمونی و دستگاه اعصاب پیدا می شود. مطلب چنان است که گویی دستگاههای جدیدی از طرف بدن به کار گماشته شده است که در مقابل این هیجانات تازه حساس می باشند و هنگامی که این دستگاهها کار نمی کنند، ادراک آنها برای انسان غیرممکن است. (5)

نه گرفتار آمدی به دست جوانی معجب، خیره رأی، سرتیز، سبک پای که هر دم هوسی پزد و هر لحظه رأیی زند و هر شب جایی خسبد و هر روز یاری گیرد.

وفاداری مدار از بلبلان چشم

که هر دم بر گلی دیگر سرایند

زخود بهتری جوی و فرصت شمار

که با چون خودی گم کنی روزگار (6)

به ما بگویید که با احساسات خود چگونه کنار بیاییم؟ مسئله این است که گاهی خودمان هم نمی دانیم چه چیزی در درون ما می گذرد و چه می خواهیم؟ (7)

 

احساسات نامطبوع

اگر چه نوجوان گاهی امیدوار و گاهی مأیوس وناامید است، اما در مجموع غلبه و برتری با احساسات نامطبوع و منفی است؛ یعنی حالت نومیدی همچون امواج خروشانی او را احاطه به راحتی و آسانی دلسرد می کند.نوجوان در این شرایط حالت غریقی را دارد که برای رهانیدن خود از این امواج، به هر وسیله یا متوسل و متشبث نیست و آن، «در خود فرورفتگی» نوجوان است. بلوغ، زمان تأمل در افکار، احساسات و اندیشه های گوناگون است و فرد بیشتر به دنیای درون گرایش دارد تا دنیای برون؛ یعنی نوجوان همچون کسانی است که سر در گریبان عزلت فرو می برند و ارتباط با جهان خارج را محدود می کنند. لذا گوشه ی تنهایی را بر حضور در جمع ترجیح می دهند.

تنهایی برای فکر کردن و تمرکز اندیشه، فرصتی ارزشمند برای نوجوانان است.چرا که این موقعیت به صورت متعادل می تواند آثار مثبتی به همراه داشته باشد.چنانچه نوجوان بیش از حد لازم و ضروری در تنهایی به سر برد، روحیه ی او تضعیف می شود و توان مقابله و رویارویی با مشکلات زندگی را از دست می دهد.

از آنجا که نوجوان در این شرایط، نیازمند تفکر و خوداندیشی است، لذا اولیا و مربیان باید این فرصت را به او بدهند تا با خود تنها باشد. در عین حال باید از او غفلت نکنند و مراقب حالات و روحیات او باشند.

والدین و مربیانی که در این خصوص سستی می ورزند و موقعیتی برای نوجوانان فراهم نمی کنند تا ایشان در محل کل کار یا اتاق خود، لحظاتی تنها باشند، مسبب ایجاد روابطی حاکی از سوءظن و بدبینی خواهند بود.

این موضوع با توجه به دیگر دشواریهای خاص نوجوان، مزید بر علت خواهد شد و به اصول و چهارچوب روابط سالم و سازنده ی فیمابین، آسیب وارد خواهد نمود.

به لحاظ احساسات و عواطف، نوجوان در مقایسه با دوران کودکی درون گراتر می شود و مجموعاً شرایطی را برای او به وجود می آورد که بعضاً دستخوش ناکامی می گردد.شاید یکی از علل احساس ناکامی تفاوت عمده ای است که بین خواستها و قابلیتهایش وجود دارد از یک سو، نوجوان خواستهای نامحدود و بی نهایتی دارد و معمولاً آرزو می کند به خواسته هایش پاسخ مثبت داده شود و از دیگر سو، تواناییها و محدودیتهایش کمتر از یک انسان معمولی است. از این رو به لحاظ عدم تطبیق سرمایه های وجودی اش با امیال و آرزوها، سرانجام به ناکامی و حرمان می رسد که برآیند طبیعی و معمولی این معادله است.

هرچه سعی می کنم موقع درس خواندن و بخصوص ایام امتحانات حواس خود را جمع کنم، متأسفانه کمتر موفق می شود. مشکل من نداشتن تمرکز فکر است.آنقدر به دور دستها فکر می کنم و آینده را در نظر مجسم می کنم که از وظایف اصلی ام باز می مانم.

و متأسفانه در بیشتر مواقع دو موضوع ازدواج و نویسندگی، من را به خود مشغول می کند.گاهی آنقدر در این افکار غرق می شوم که اطرافیانم مرا سرزنش و تحقیر می کنند و این مسئله درمواقعی که تنها هستم بیشتر می شود.لطفاً بگویید که چه کنم؟

منتظر جوابتان هستم.(8)

 

تخیّل گرایی

صفت بارز و مشخص این دوره از نظر عاطفی، خیالپردازی شدید و وسیع نوجوان است. تخیلات، دریچه هایی اطمینان بخش برای رهایی موقت از مشکلات و پناه بردن به دنیای آرام خیالات و رؤیاها هستند.

نوجوان تصور می کند که واقعیتهای دنیای خارج، درعالم خیال نیز قابل دسترس است، لذا به عالم تخیلات رو می کند.شک نیست تخیلات موجب تقویت نیروی ذهن و اندیشه و موجد خلاقیتهای هنری، فکری، ذوقی و علمی می شود، لکن لازمه ی آن، جهت دادن به تمرکز بخشیدن به آن است.

این نوع تخیلات مفید سودمند را در آثار نویسندگانی از قبیل «ژول ورن» می توان جستجو کرد که از جمله آنها، کتابهایی چون:«مسافرت به مرکز زمین»، «مسافرت به کره ی ماه»، «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، «تونل زیردریایی»، «جزیره اسرارآمیز» و غیره، برای پرورش نیروی تخیل نوجوانان، سیار مفید و سازنده است.

ویژگیهای عمده ی آثار «ژول ورن»، در سه مشخصه ی علمی بودن، تخیلی بودن و سلامت اخلاقی، قابل تشخیص است.

باید در نظر داشت چنانچه نیروی تخیل از حالت اعتدال خارج شود، به نوعی بیماری منجر خواهد شد که اصطلاحاً آن را «میتومانی»می گویند.این حالت که در دختران نوجوان بیشتر مشاهده می شود به گونه ای است که به نوعی دروغپردازی افسانه مانند که صورتی از بیماری «میتومانی» است، علاقه پیدا می کنند.(9)

نوجوانان، حقیقت را از ورای امواجی از تصاویر و تخیلات تعبیر می نمایند. لذا باید در مشاهده ی نوجوانان و قضاوت درباره ی ایشان احتیاط نمود.

لازم به یادآوری است که روابط معیوب و نامناسب والدین و اطرافیان نوجوان با وی، او را به خیالپردازی و انزواجویی بیشتر، سوق می دهد ودر نتیجه در پاره ای از موارد منجر به اتخاذ روشهای دفاعی می گردد. دروغپردازی افسانه ای و تخیلاتی، یکی از روشهاست.

تخیلات نوجوان، به خودی خود مطلوب مربیان نیست.ولی نقطه ی شروع مناسبی است که می توان با او حرکت نمود و به تدریج به دنیای روشن واقعیات رسید که این امر نیازمند خویشتن داری، تحمل و صرف انرژی روانی است.

خیالبافی نوجوانان برحسب جنسیت و سن آنها متفاوت و شامل موضوعهای متنوعی است.از سوی دیگر توسعه ی خیالبافی با رشد عقلانی نسبت معکوس دارد؛ یعنی هر اندازه رشد نیروی تشخیص و واقع بینی بیشتر شود، از میزان وحجم خیالپردازی کاسته خواهد شد.

 

کشف خود

یکی از اهداف تخیلات و تصورات نوجوان، وجود خود اوست.زمانی که موضوعهای متنوعی هدف تخیلات نوجوان قرار گرفتند، توجه او به جانب آن مسایل و از جمله شخصیت خود معطوف می گردد.و در این مرحله، نوجوان دوست دارد که حالات روانی و افکار و اندیشه های خویش را تجزیه و تحلیل نماید.این حالت را اصطلاحاً «خودگرایی»نیز می گویند و مشخصه ی اصلی آن کالبدشکافی رؤیاها، اندیشه ها و افکار و احساسات نوجوان، توسط خود اوست.

علاقه ی نوجوان به اکتشاف دنیای درونی خویش، زمینه ی مناسبی است که بتوان به او یاری رسانید که این مرحله را نیز با موفقیت سپری سازد؛ به عنوان مثال، گفتگوهای صمیمانه و سازنده ی اطرافیان نوجوان با وی درباره چگونگی شناخت خود و تحلیل افکار و احساساتش، او را در این امر خطیر و دشوار توانایی خواهد بخشید.

کتابهایی مفید و سالم در این زمینه به کمک والدین و مربیان می شتابند و می توانند اطلاعات مفیدی در اختیار نوجوان علاقمند قرار دهند. گرچه باید اذعان نمود که متأسفانه تعداد این نوع کتابها محدود و نادر است، لکن نویسندگان متعهد و درد آشنا، باید همت والای خویش را به کار گیرند تا خلأ بزرگ اطلاعات و علمی نوجوان را در زمینه ی شناخت خود پر کنند.

بخشی از فرصتها و ساعات پرورشی را در مدارس توسط مربیان و ستادهای تربیتی می توان به این امر مهم اختصاص داد وبا دانش آموزان نوجوان در مورد شناخت خود و چگونگی امر به گفتگو نشست و پاسخگوی صبور و متینی برای سؤالهای بی شمار نوجوانان بود.

بی شک، بخشی از مشکلات دوران بلوغ ناشی از این است که نوجوان تصویر دقیق و صحیحی از خود ندارد و لذا نمی داند که کیست؟ چه باید بکند؟ و در چه مرحله ای از مراحل زندگی واقع شده است؟ لذا این سؤالهای بی پاسخ، او را خسته تر، عصبانی تر و ناامیدتر از قبل می کند.

این بیت زبان حال چنین نوجوانی است:

چون ننالم که در این سینه دل زاری هست

راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست (10)

این مسئولیت بر عهده ی مربیان و والدین است که کوشش کنند به نوجوان شناخت بدهند و به او یاری نمایند تا به تصویری واقع بینانه و صحیح از خود، دست یابد.

مهمان پیری شدم در دیاربکر که مال فراوان داشت و فرزندی خوبروی. شبی حکایت کرد که مرا به عمر خویش به جز این فرزند نبوده است.درختی در این وادی زیارتگاهست که مردمان به حاجت خواستن آنجا روند.شبهای دراز در آن پای درخت بر حق بنالیده ام تا مرا این فرزند بخشیده است. شنیدم که پسر با رفیقان آهسته همی گفت:چه بودی اگر من آن درخت بدانستمی کجاست تا دعا کردمی و پدر بمردی.

خواجه شادی کنان که پسرم عاقل است و پسر طعنه زنان که پدرم فرتوت. (11)

 

ماجراجویی

ویژگی عاطفی دیگری که نوجوانان را از سایر گروههای سنی متمایز می سازد، علاقه ی شدید آنها به حوادث ناشناخته و دنیای اسرارآمیز وقایع می باشد.شاید همه ی ما کم وبیش شاهد بوده ایم که نوجوانان چه شیفتگی و کنجکاوی خاصی از خود نسبت به دنیای ماجراهاو شگفتیها نشان می دهند. به طورکلی مجهولات بیش از معلومات، نظر آنان را به خود جلب می کند. این کیفیت بخصوص در سنین بین 15-12 بیشتر و علاقه ی آنها به رمانهای مربوط به حوادث ماجراجویانه شدیدتر است.(12)

نوجوان، به مسافرت به مناطق ناشناخته ی دنیا، درون جنگلهای انبوه و درهم پیچیده، کوهها قلل و مرموز و صعبو العبور، عبور از رودخانه ها و دریاهای خروشان و بالاخره کشف غارها و تونلهای زیرزمینی و یافتن گنجهای پنهان، تمایل شدیدی دارد.

چنانچه دستگاه تعلیم و تربیت، خانواده و اطرافیان نوجوان، فرصتهایی را از قبیل سفرهای علمی، گردشهای سالم و مفید در سرزمینهای متنوع، کوهنوردی و بازدید از نقاط و موقعیتهای طبیعی برای او فراهم آورند، این نیاز مهم او را تأمین و ارضا نموده اند.درغیر این صورت مطالعه ی کتب سرگرم کننده که حاکی از شگفتیهای طبیعت مرموز، شرح حال مکتشفان قطب و داستان دریانوردان جسور و بی باک و انسانهای خودساخته ای که در راه رسیدن به هدف، از هیچ کوششی باز نایستاده اند، می تواند تا حدی ارضا کننده ی این نیاز درونی به شیوه ی سالم باشد.

موضوع دیگری که در اینجا محل بحث آن است، ارتباط هنجارهای جامعه و ماجراجوییهای نوجوانان است.این مسئله غالباً مطرح است که جامعه تا چه اندازه پذیرای روحیه ی ماجراجویی نوجوان است؟

به طور قطع درخیلی از موارد، به نیاز به ماجراجوییهای سالم در جامعه پاسخ داده نمی شود. معیارهای جامعه، محدودیتهای پیچیده ی آن، زندگی اجتماعی و شهرنشینی، عدم برنامه ریزی و خلأ سرگرمیهای سازنده از جمله عواملی هستند که نوجوانان را به تأمین این نیاز به شیوه ی منفی برمی انگیزد که از جمله ی آنها درگیر شدن با مقررات اجتماعی، زیر پا گذاشتن حدود و قوانین و شکستن هنجارهای جامعه است.فراموش نکنیم نوجوانان، استعداد و آمادگی خاصی برای مبارزه از خود نشان می دهند.به صلاح همه است و باید مواظب بود که نوجوانان به این نتیجه و مرحله ی خاص نرسند که فقط از طریق قانون شکنی می توان روحیه ی ماجراجویی را اقناع کرد.آموزشهای مفید و مستمر، جلب اعتمادشان و برنامه ریزی برای اوقات فراغت و ایجاد تنوع در زندگی آنها، گامی است در جهت جلوگیری از هرز رفتن نیروی نوجوانانی که از طریق هرج و مرج می خواهند روحیه ی ماجراجویی خویش را ارضا نمایند.

دراین زمینه مطالعه کتبی مانند:

ـ «سیمای فرزانگان»از «رضا مختاری»

ـ «این را می گویند شجاعت»از «ارمسترانگ اسپری».

ـ «پرنده ای به نام آذرباد»از «ریچارد باخ».

ـ «فرزندان کاپیتان گرانت»از «ژول ورن».

ـ «کوههای سفید»، «شهر طلا و سرب» و «برکه ی آتش» از «جان کریستوفر».

ـ «مسافرت به دور دنیا در هشتاد روز» از «ژول ورن».

ـ «کودک، سرباز دریا».

ـ «سفرهای مارکوپولو».

ـ «کاپیتان اسکات» (کاشف قطب جنوب).

و امثالهم، می تواند مقوّم روح و اراده ی نوجوانان باشد و آنان را در جهت تأمین روحیه ی ماجراجویی خویش، به نحو مؤثری راهنمایی کند.

نوجوان به تدریج با عبور از مرز 15 سالگی قدری از حیث ماجراجویی متعادل شده و به اشعار سمبلیک و رمانهای احساسی و تراژدیک علاقمند می شود. در این مرحله است که خطرات بیشتری او را تهدید می کند.زیرا این احساس، زمینه ساز مناسبی برای گرایش به کتب عاشقانه و رمانتیک خواهد بود و متأسفانه تعداد کتبی که با ماهیتهای غیرفرهنگی به اندیشه ی نوجوانان هجوم می برند،کم نیستند.لذا توصیه می شود در این مرحله، مراقبتهای بیشتری از نوجوانان و نوع مطالعه و انتخاب کتابهای مناسب، بنمایند.

 

دوستیهای نوجوان

نوجوانان با قلبهای حساس و دلهای پرشور، در این زمینه نیز غالباً به گونه ای افراطی عمل می کنند.دوستیهای آنان جنبه ی جذبه و شور به خود می گیرد و معیار دوستیها، بیشتر برمبنای عواطف شکل می گیرد و از پایه های منطقی و ارزشی، کمتر برخوردار می شود.

«موریس دبس»که در زمینه ی روانشناسی بلوغ مطالعات و تحقیقات زیادی انجام داده است، لااقل سه نوع دوستی را در دوران نوجوانی بیان می کند. (13)این دوستیها غالباً بین نوجوانان همسن و همجنس در محیطهایی از قبیل مدارس معمولی و یا شبانه روزی شکل می گیرد و در بیشتر موارد به خاطر خدمتی است که یکی در حق دیگری در یک موقعیت حاد انجام می دهد و یا در نتیجه ی سلب اعتماد از یک دوست قدیمی به وجود می آید.

این نوع دوستی، با تقدیم هدایا و احساسات خالصانه به اوج می رسد و غالباً این دوستان ترجیح می دهند که دوست، همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و دیگری در این ارتباط عاطفی، مشارکتی نداشته باشد.

دوستی ازنوع دوم، بین نوجوان و کودک خردسال به وجود می آید که مبتنی بر حمایت نوجوان از دوست خردسال است.در مورد کیفیت این دوستیها باید احیتاطهای اخلاقی روحی را کاملاً مراعات کرد. چون در غیر این صورت احتمال راه یافتن انحرافاتی در این دوستیها از قبیل فساد جنسی وجود دارد و این در زمانی است که بدآموزیهای خانوادگی و عدم مراقبت والدین و خلأ عاطفی کودک و یا نوجوان زمینه را برای لغزشهای اخلاقی فراهم می نماید.

دوستی نوع سوم بین نوجوان و فردی مسن تر از خود به وجود می آید و دوست مسن تر با برخورداری از جاذبه های اجتماعی می تواند اعتماد نوجوان را به خود جلب کند و در بعضی موارد به رابطه ای تنگاتنگ منجر شود.

منزه بودن دوست مسن تر دراین گونه روابط و نظارت خانواده بر دوستی نوجوان، ضرورتی انکار ناپذیر دارد.

 

پی نوشت ها:

 

1-«استانلی هال»(1924-1844)را بیشتر به عنوان «پدر روان شناسی بلوغ»می نامند.

2-نظریه های بنیادی درباره ی نوجوانی؛ رالف موس، ترجمه ی دکتر صاحب الزمانی، ص14.

3-همان منبع، ص15

4-بلوغ (چه می دانم)؛ موریس دبس، ترجمه حسن صفاری، ص 46.

5-همان منبع، ص47

6-کلیات سعدی

7-بخشی از نامه ی یک نوجوان 17ساله از اندیمشک.

8-دختری 16 ساله از قم.

9-همان منبع، ص48.

10-حالتی ترکمان.

11-کلیات سعدی.

12-بلوغ (چه می دانم)؛ موریس دبس، ترجمه حسن صفاری، ص 95.

13-بلوغ (چه می دانم)؛ موریس دبس، ترجمه حسن صفاری، ص 55.

منبع:دنیای نوجوانی